حرفم نمی آد
چند روزه که خیلی دلم می خواد آپ بشم و یه چیز جدید بنویسم اما انگار حرفم نمی اد / البته این دور و برا خبر خیلی زیاده ولی نمی دونم درباره کدوم می تونم چی بنویسم و چی بگم / اصلا انگار هیچ دیدگاهی نسبت به این چند روز ندارم یا دارم و توان نوشتن ندارم / حتی در مورد موارد زیر :
۱. قرآن رو تو آمریکا سوزوندن و کلی اعتراض جای جای ایران شد و خبری تو عربستان و کویت و ... نبود .
۲. متکی استعفا داده و اوضاع سیاست خارجی یه خورده روی هواست و کلی گزینه برای جایگزینی نامزد شدند .
۳. سیل و سیلاب همه پاکستان رو گرفته و امروز روز پاکستان بوده و من خیلی نتونستم کمک کنم .
۴. انتخاب واحد ترم جدیدم در واقع ترم اخرم روی هواست و پایان نامه ام لنگ در هواست و ...
۵. کلی سفارش برای نوشتن بهم شده و موندم تو قبول کردنشون و اینکه کدوم با دیدگاه های خودم سازگارتره
پا نوشت ها : ۱. تو ماجرای سوزوندن قرآن این مهمه که همه بدونن پای صهیونیست در میون بوده ۲. متکی استعفا می داد یا نمی داد کسای دیگه ای پشت دیپلماسی خارجی ایران بودند مثل رحیم مشایی عزیز ۳. روز پاکستان مبارک ۴. هر ترم وضع من همین بوده و حتی شده شب امتحانات بالاخره انتخاب واحد کردم ۵. کاری رو قبول می کنم که پول بیشتری می ده این عاقلانه تره گور بابای دیدگاه
یک پانوشت اضافی : نظر برخی دوستان باعث شد این پانوشت اضافی رو بنویسم
بابا به خدا من آدم پولکی نیستم / کل این جملات کنایه ای و طنز بود



یادمان باشد به دل کوزه آب که بدان سنگ شکست