سلام به تو که قبولم و نداری و دستم می اندازی

سلام به تو که مخالفتت با من گوش فلک را کر کرده است

تو هیچ می دانی که من بودنم را به شدت مدیون تو هستم

تو هیچ می دانی که اگر شعار مرگ بر من تو نبود اکنون نفسی نداشتم تا سر کنم

ولی افسوس

افسوس که فرصتی نمی گذاری تا راهی بیابی شاید بشود من را هم دوست داشته باشی

افسوس که مرگ مرا که همین یکی دو روز روی دوش مردمان آواز می شود را همین اکنون می خواهی

افسوس  . . .

آن زمان که تو در پاسخ ندادن به من گوی سبقت از هر دوست و دشمن می ربودی من فقط در اندیشه یک چیز بودم

-         که بگویی دوستم داری !!!

کاش کسی بود که با تو فرق داشت ، کاش کسی بود که رنگ تو را نداشت ، کاش هیچکس مثل تو نبود و کاش تو جور دیگری بودی

دل غریب بشریت سالهای ساله که برای رسیدن یه مرد می تپه و احساس غریبی می کنه / شعر زیر یکی از آثار همسرمه در وصف این غریبی / بخونید و نظر بدید

چقدر انتظار سخت است         وقتی ندانی کی وکجا می آید

وحتی وقتی بدانی کدام ثانیه به تو سر خواهد زد

                   زمان کند می گذرد ودست هایت ،دستهایت سخت می لرزد

حنجره ات می ترسد

                 که بخوانی   از آن زمان که نیاید

وتو دلتنگ می شوی

                        و دلت دلتنگ می شود

                                                  

                                                و احساست یخ می زند

و ای کاش هیچ وقت نمی دانستی

اگر ندانی منتظر هم نیستی           شاید بگویی

هرگز هیچ کس از هیچ کجا نخواهد آمد

ورویای دود اسپند پیچیده در هوای کوچه بر هم خواهد ریخت

و تو هرگز نخواهی گفت

                              ای کاش تو زودتر بیایی ...

آسمان قلبم در این روزهای آخر صفر سخت گرفته است و تنگ است

علی بن موسی الرضا مدت های مدیدی است که رخصت دیدار نداده است و اینک که لحظه های شهادت اوست دل در تب و تاب داغش در جوش و خروش است

سلام آقای ایرانی ها