نامه شماره نهم من به پسرم

دودلم اول خط نام خدا بنويسم

 ياکه رندي کنم و اسم تو را بنويسم

همه يک گفتم و دينم همه يکتايي بود

با کدامين قلم امروز دوتا بنويسم

پسرم عزیزم

علی آقای بابا سلام

چقدر امروز شیرین بود ، این که برای اولین بار صورتت را به صورتم چسباندی ، مادربزرگت می گفت بوست می کند و من فقط غرق در طعم اولین بوسه ات بوده ام و دلم می خواهد مسئله ای که امشب در مورد ان با تو صحبت می کنم بوسه باشد

ادامه نوشته

نامه شماره هشتم من به پسرم

 سلام بابا

سلام جان ِ بابا

نمی دانم این نامه سخت را چطور شروع کنم ؟ نامه ای که همچون عمیق ترین خفگی ها و عجیب ترین بغض ها اینجا ، دقیقا همین جا راه حرف مرا بسته است

بابا جان

ببینم

اگر تو سالها به عده ای خدمت ها کنی و بعد هر طور دلشان خواست در مورد تو قضاوت کنند و حرف بزنند و رفتار کنند چه می کنی ؟

ادامه نوشته