من لایق خیلی نبودم
چقدر ذوق داشتم که می رم مشهد و حرم امامم
حرم آقام / آقای خوشگل و مهربونم امام رضا / اما سفرم به نیشابور و حضورم تو یه جشنواره سراسری و برنامه ریزی بد این جشنواره باعث شد فقط و فقط یک ساعت تو حرم آقا باشم و این شد که حالا فکر میکنم فقط یک رویا بود که زود از خواب بیدارم کردند
ای دل غافل
امام رضا خیلی نخواستیم و این دعوتت انگار یک جور گوشزد بود که آدم شد تا بیشتر بخوامت
قول می دم بشم

خیام و عطارهم رفتم تا یادم باشه شعر زندگی هنوز تو خون این مملکت جریان داره و مزار کمال الملک یادم انداخت که زیباترین تصویرهای این مملکت هنوز به خالق مرده شون می نازند و . . .

من و خیام در نمایی فیس تو فیس

من و کمال الملک یه خورده از هم دور

من و یه عکس هنری از بارگاه عطار نیشابوری
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 0:50 توسط بابای عـــلی
|
یادمان باشد به دل کوزه آب که بدان سنگ شکست