این روزهای اخر سال
هی هی هی
چقدر منو این روزهای آخر سال باهم مشکل داریم / چقدر دلمون می خواد یه جوری از خجالت هم در بیاییم اما .........../ من و این روزهای اخر سال وقتی سر برمیگردونیم و عقب رو می بینیم دلمون یه ترک حسابی می خوره / یه ترک به اندازه یه شکستن / به عمق از دست دادن ها / نابود شدن ها / گناه ها / تیر ۸۹ / مهر ۸۹ / و غیره و غیره / روزهایی که از دست دادم و از دست دادم و از دست رفتم / ۸۹ که می اومد یادمه همه می خندیدیم / یادمه کلی ذوق داشتیم واسه اومدنش / واسه روزهای اولش / کاش می دونستیم ۸۹ قراره بیاد که با خودش کلی آدم و کلی خاطره و کلی گناه رو بار بزنه و ببره / اومدن و رفتن ۸۹ برای من به جز تجربه ها و تلخی ها و شیرینی هاش یه درد به همراه داشت / و یه آرزو / درد از دست دادن امیر عرب پور و آرزوی به دست اوردن علی / علی که از خون و پوست و گوشت و استخوان منه / علی من حاصل یه ۸۹ زیباست و رفتن امیر حاصل یه ۸۹ تلخ / ۹۰ هم داره می آد با همون ویژگی های ۸۹ / پس بیایید قدر هم رو بدونیم / بیایید پای سفره هفت سین آرزو کنیم که سال بعد پای سفره هفت با هم باشیم / از همین حالا می گم نودتون مبارک /
یادمان باشد به دل کوزه آب که بدان سنگ شکست