X
تبلیغات
باید که سـپر باشم پیش همه پیکان ها
نامه های مشهد :



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه سی ام فروردین 1393 | 17:22 | نویسنده : بابای عـــلی |
جان بابا

عمر بابا

سلام

از آخرین باری که برای تو نفسم ، نامه نوشتم تا حالا چهار ماه می گذره و من امشب می خوام در عوض اون چهار ماه چهار بار روی ماهت رو ببوسم و چهار مسئله مهم رو با تو در میون بذارم

امشب

امشب که شب شهادت امام سجاده

امشب که حسابی دلتنگم

امشب که تاریکی حجابی شده برای بودن در خسته ترین تراژدی جهان ، بودن وبازی داشتن در نقش آکتوری که خوب گریه نکرده ، خوب نبوده ، خوب نیست ، منفی ست !

بابا ، جان بابا ، در همه تراژدی های عالم گاهی تعدادی سیاهی لشگر هستن که بودنشون ضرورته و ضرورت به کوچیکی اونهاست ، چون بزرگ که بشن دیگه سیاهی لشگر نیستن ، می فهمی ؟!

امشب درباره تراژدی ، آکتور ، سیاهی لشگر و ضرورت ، درباره ی این چهار مسئله مهم با تو صحبت می کنم



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و پنجم آبان 1392 | 0:26 | نویسنده : بابای عـــلی |

 بابا نمی تونم امشب از خیر این نامه شماره چهاردهم بگذرم

نمی تونم بی خیال چیزی بشم که دیدم

نمی تونم با اونکه تو کوچیکی و شاد از نشون دادن این عکس فجیع به تو منصرف بشم

بابا

جان بابا

اشک از لحظه دیدن این عکس روی گونه پدرت غلتیده و دوست داره فریاد بزنه و بگه : آخه چرا ؟؟؟؟

بای ذنب قتلت !!!



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392 | 2:24 | نویسنده : بابای عـــلی |
  پسرم

علی من و مامان

می دونی امروز چه روزیه ؟

می دونی هفت سال پیش درست در چنین روزی چه اتفاقی بزرگی واسه مامان و بابا افتاد ؟

ای ناقلا

آره بابا

هفت سال پیش درست روز 22 تیر ساعت 3 بعد از ظهر من و مامان تو محضر 118 اردکان عقد کردیم و زن و شوهر شدیم

ازدواج !

اتفاقی که می تونه هر انسانی رو به اوج برسونه و رشد بده و بزرگ کنه و با ایمان !

من وقتی با مامانت ازدواج کردم هیچ کدوم از موقعیت هایی که امروز دارم رو نداشتم ، اما مامانت منو قبول کرد ، مامانت تو مهربونی یک ، تو یکدلی ماه و تو صمیمیت و صفا بیست بود .




ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 | 1:44 | نویسنده : بابای عـــلی |

 جان بابا

علی بابا

سلام

این روزهای بیماری تو چیزهای عجیبی دیدم که تصمیم گرفتم مسئله مهمی را در قالب نامه دوازدهم با تو در میان بگذارم

می دانی پسرم وقتی یک فرزند بیمار می شود پدرش ، مادرش ، عموهایش ، مادربزرگ هایش ، پدر بزرگ هایش ، خاله ها و دایی ها و خلاصه همه چقدر دل نگران می شوند تا او دوباره نفس شیرینی بکشد بدون طعم تلخ مریضی !

حالا جالب است به تو بگویم قدیم ها فکر می کردم قیمت شرافت انسان ها ، آبروی انسان ها ، مال انسان ها و حتی ناموس انسان ها ارزان شده و گویی خیلی راحت خیلی چیزها با خیلی چیزها معامله می شود اما جدیدا فهمیدم جان انسان ها هم خیلی گران نیست و انگار تنها چیزی که تورم روی آن تاثیر نداشته همین یک فقره جان ناقابل آدمیزاد است !!!

به نظرت وقتی دکتری در بیمارستان به خاطر ویزیت کم تورا اصلا نمی بیند و چهار تا داروی الکی دولکی می نویسد و آنوقت همان دکتر در مطبش با ویزیت بیست هزارتومانی حاضر است حتی چهل دقیقه هم صرف تو کند ؛ این یعنی چه ؟!

به نظر این یعنی یک متخصص اطفال به پول بیشتر از تو اهمیت می دهد؟!

نه پسرم این طور فکر نکن ! اینجا مملکت اسلامی است و آقای دکتر هم قطعا مسلمان است ، او قطعا می داند جان آدمها چقدر مهمتر از پول است ! خدای نکرده اینطور فکر نکنی ها بابا ؛ دکتر مورد نظارت نظام پزشکی است ، مورد نظارت وزارت بهداشت است بابا ، نکند تو فکر کنی این داروهای قلابی که آمده و در قم 8 کودک با تزریق آن کشته شده اند به خاطر بی توجهی مسئولان بهداشتی این کشور هست ها ، نه بابا ، این یک اتفاق نادر خیلی بی اهمیت است !!!

حالا فوقش 8 کودک با تزریق این دارو بمیرند ، مگر چیزی می شود ؟

بابا جان تو باید به مسائل خیلی مهمتر فکر کنی ، اصلا مهم نیست که یک سوزن پلاستیکی سرم کودکان ، اینجا در ایران در کشور نفت و ثروت و خون و شهید و اسلام سه هزار و پانصد تومان است ؟ بابا جان ، مگر تو نمی دانی ؛ اینجا هیچکس دیگر یادش هم نمی آید که انسان چقدر ارزش داشته !

 

پسرم

اسم تو علیست

هم اسم مولایت امیر المومنین ، مصداق بارز انسان کامل

تو هم اسم آقایی هستی که اگر بابا مطمئن به آینده توست بخاطر اوست ،

بابا جان

این مملکت به خون شهدا ضمانت شده و صد البته تا وقتی سلاله زهرای مرضیه آقا سید علی هستند ، روزی همه چیز رو به راه می شود ، می دانم دل او هم اینجا خیلی خون است ، می دانم خیلی ها بی انصافانه پیکان انتقادات رنگاوارنگ خود را به سوی این آقا می گیرند ، می دانم همین حالا هم بابا از اینجا رانده و از آنجا مانده خواهد بود بخاطر آنچه بالا گفت و آنچه این پایین ، اما برای تو روشن می کنم که ضعف ها و آنچه بالا گفتم درد و دلتنگی خود آقا نیز هست یقینا ؛ چرا که او تنها مردیست که درد مردم را می فهمد و افسوس نمی شود خیلی چیزها اینجا ، در این مجال باز کرد .

پسرم

مملکت خوبی داری

فقط تو دعا کن دست نامردان و بی معرفتان از این سرزمین علوی خشک و کوتاه گردد

علی ِبابا

بزرگ که شدی یاد بگیر بتوانی درست و غلط را درست از هم تشخیص دهی

ایران روزی بر فراز دنیا خواهد بود اما با اراده مردم ایران برای بیرون راندن منفعت طلبان و قدرت طلبان

ایران با استواری بر اصل انقلابی که هزار هزار فرزند نثارش شد روزی بر بلندای جهان خواهد ایستاد

روزی که تو 14 سالت خواهد بود

خیلی حرف زدم

یا علی ، علی



تاريخ : پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 | 23:48 | نویسنده : بابای عـــلی |
  • آقا موسا
  • تینا تولز
  • مجتمع طلائیه